مرتضى مطهري

109

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

الجل اليه و الرسن » يعنى : آن كس را كه نبود عشق يار بهر او پالان و افسارى بيار سينهء خالى ز مهر گلرخان كهنه انبانى بود پر استخوان بسيار افراد هستند كه نان و آب و عمارت عالى و اتومبيل و پست اجتماعى و ثروت انباشته دارند ، اما سينه شان كهنه انبانى است پر استخوان و احساس بدبختى مىكنند . تعدد زوجات و روح خانواده : 6 . يكى از مسائل اين است : آيا محبت قابل قسمت است ؟ جواب : قابل تقسيم نيست ، مانند علم كه قابل انقسام نيست ، اما قابل تعدد و تكثر هست . البته در تعدد ، ذخيرهء محبت كم مىشود نظير لامپهاى زيادى كه به يك موتور برق وصل مىشود . ولى لازم نيست كه زن تمام قلب مرد را پر كند ( 1 ) . يگانه چيزى كه بايد تمام قلب را پر كند خداست . پر كردن چيز ديگر سبب سوختن لامپ مىگردد . اينها به تعدد زوجات به اين دليل اشكال مىكنند اما به شكل ديگر هزار لامپ وصل مىكنند ، يعنى در معاشرتهاى لمسى و رقصى و نظرى . از نظر اسلامى محيط خانواده محيط آب و دانه است و از نظر اينها خانواده محيط رفع كسالت است . مىگويند ازدواج پيمان محبت است يعنى همان دل . هركس هم يك دل بيشتر ندارد و آن را در يك جا بيشتر نمىتواند گرو بگذارد : * ( ما جعل الله لرجل من قلبين فى جوفه . ) * اين سخن خيلى ظاهر خوبى دارد ، تعارفات زياد در آن به كار رفته . زن و مرد بايد بىشائبه يكديگر را دوست داشته باشند اما چرا ديگرى را دوست نداشته باشند ؟ آيا يك كمونيست بايد دلش در گرو زنش باشد يا در گرو مسلكش ؟ البته مرتبه اى از عشق هست كه دل را از غير محبوب به كلى خالى مىكند و فرمان را از دست

--> ( 1 ) به عبارت ديگر محبت قابل قسمت و كثرت است اما عشق يعنى محبتى كه از منطق خارج باشد و زمام را از كف عقل بگيرد ، قابل تقسيم و كثرت نيست . دو عشق در آن واحد ممكن نيست ، ولى دو محبت يا يك عشق و يك محبت قابل جمع است . آنچه در طبيعت ، وسيله است محبت است نه عشق . عشق در غير خدا انحراف از مجراى اصلى و فطرت است و نوعى بيهوشى و تخدير است .